تست

تست

==رایحه ی احمدی نژاد در بیان محمدصادقی==

- محسن عباسپور ـ

محمود احمدی نژاد، در دوران هشت سال ریاست جمهوری خود علاوه بر مجموعه ای از کردارها، رفتارها، حرکت ها و طرح هایی که خود مبدعش بود، ادبیاتی را در نظام سیاسی کشور رسمیت داد که تا پیش از وی ـ اگر هم وجود داشت ـ تا بدین حد رسمیت نیافته بود. ادبیات آمارگرایانه ی محمود احمدی نژاد با شیوه های خاصی از تنظیم و ارائه ی آمار و جدول ها که در عین کلی بودن و عدم پرداخت مشخص به جزییات آنها، با مخاطب قرار دادن توده ی مردم، توسط وی به گونه ای ارائه می شدند که هیجان زیادی را ایجاد می کردند. هیجانی که البته دیری نمی پایید و عمدتاً با واکنش های متخصصین و صاحب نظران آن حوزه ها مواجه می شد و حتی بعدترها اطرافیان احمدی نژاد نیز به این ادبیات آماری وی خرده ها گرفتند و برخی از این آمارها حتی دستمایه ی طنز شد و در کلیپ های فراوانی دست به دست گشت. آنها که دستی در علم آمار دارند، خوب می دادند که اگر جداول آماری، ارقام و اعداد با نگاه سیاسی تنظیم شوند، چه تبعاتی را می تواند برای مخاطبین آنها به دنبال داشته باشد. محمود احمدی نژاد که رفت، تلاش فراوانی برای اصلاح و بازسازی بسیاری از عملکردهای وی صورت گرفت. از بسیج شدن نخبگان اقتصادی کشور برای مهار تورم برجای مانده از دولت وی گرفته تا شروع موج گسترده ای از دیپلماسی برای احیای روابط خارجی که در دوران وی دچار مشکل شده بود. از تلاش متخصصین برای سامان دادن نظام بودجه ریزی کشور گرفته تا تلاش برای بازنگری در هزاران ای که عمدتاً در قالب سفرهای استانی به مردم داده شده بود و بسیاری از آنها در حد همان وعده باقی مانده بود. اما ظاهراً اصلاح تمامی آنچه که از محمود احمدی نژاد به ارث مانده، همچنان نیاز به گذشت سال ها وقت دارد از جمله این میراث ها، ادبیات آمارگرایانه ی محمود احمدی نژاد است. ادبیاتی که در نگاه اول چون با کمیت سر و کار دارد، دهان پر کن به نظر می رسد و از آنجا که بعضاً با کیفیت و واقعیت های جامعه فاصله دارد، چالش برانگیز می شود. نمایند کازرون در مجلس شورای اسلامی، اخیراً آمارهایی از مبالغ تخصیص یافته به کازرون اعلام نموده است که سبک و سیاق آنها بسیار به ادبیات احمدی نژادی شبیه است. وی چندی پیش اعلام نمود از سال 82 تا 87 (تقریباً در دوران نمایندگی اول وی) مبلغ 50میلیارد تومان، از سال 87 تا 90 (تقریباً در دوران نمایندگی غلامرضا دهقان ناصرآبادی) مبلغ 22میلیارد تومان و از سال 91 تا کنون (در دوران نمایندگی فعلی وی) نیز مبلغ 250میلیارد تومان در کازرون هزینه شده است. شخصاً امیدوارم این نماینده ی مجلس هرچه زودتر جداول ریز، علمی و مبتنی بر اسنادی که چنین آماری از دل آنها استخراج شده را منتشر نموده و در دسترس عموم مردم و متخصصین قرار دهد. جداول و نمودارهایی که به وضوح مشخص کند مبنای این بودجه ها چیست، هر مبلغ در چه سالی وعده داده شده، در چه سالی ردیف اعتبار گرفته و در چه سالی تخصیص یافته است. جداولی که ریال به ریالِ بودجه های هر طرح و پروژه را مشخص کند و علاوه بر این براساس اسناد ضمیمه ی آن مشخص کند که در این بودجه ریزی ها سهم تأثیرگذاری قوه ی مجریه چه میزان بوده و سهم لابی های نمایندگان قوه ی مقننه در افزایش آنها تا چه حد است. و البته در کنار این جدول ها و آمارهایی که مشخصاً به کازرون اشاره می کند، همزمان وضعیت سایر شهرستان های استان فارس را نیز مشخص کند. بدون شک چنانچه چنین جدول ها و آمارهایی به صورت شفاف تنظیم و برای پایش در اختیار عموم قرار گیرد، می توان در خصوص آنها صحبت نمود. آن هم فقط در خصوص میزان کمیت بودجه ها. چراکه بی شک کیفیت تأثیرگذاری این بودجه ها بر روی مناسبات شهری نیاز به پایش هایی جداگانه دارد. از جمله نیاز به بررسی دقیق وضعیت بیکاری، میزان تعطیلی کارخانه ها، تعداد و تعدد پروژه های شروع به کار شده، پروژه های معطل مانده و پروژه های در دست اجرا. تا آن موقع (زمانی که این آمارها و جدول ها منتشر شود)، فرض را بر پذیرش همین آمار و ارقامی که از سوی شاهین محمدصادقی اعلام شده می گذاریم. اما در عین حال در کنار این آمار که از کمیت ها می گوید، بدون شک نیاز به بررسی کیفیت زندگی مردم در طول این چند سال نیز هستیم. کیفیتی که دیگر در قالب این آمارها قابل سنجش نیست و هر شخص کازرونی با نگاهی به وضعیت اطرافیان خود و سنجش این وضعیت نسبت به سال های گذشته به خوبی می تواند آن را بسنجد. کافی است در ذهنمان مرور کنیم که طی این سال ها چند نفر از آشنایان و اقواممان علیرغم تمایل به حضور در کازرون، به دلیل فقدان موقعیت مناسب شغلی، ناچار به مهاجرت از این شهرستان شده اند؟ چند کشاورز کازرونی توانسته اند با تکیه به صنایع تبدیلی و یا حمایت های احتمالی، وضعیت بهتر معیشتی را برای خانواده ی خود رقم بزنند؟ چه تعداد نیروی کار کازرونی در کارگاه های عمرانی کازرون مشغول به کار بوده اند و چه تعداد به عنوان نیروهای کار فصلی راهی دیگر شهرستان ها و استان های همجوار شده اند؟ چه تعداد مریض برای درمان خود راهی بیمارستان کازرون شده اند و از خدمات آن استفاده کرده اند و چه تعداد دیگر برای درمان خود ناگزیر به مراجعه به مراکز درمانی شهرهای دیگر شده اند؟ بازار کازرون تا چه تقویت شده و مانع از خروج سرمایه های خرد برای خرید اجناس و مایحتاج روزانه از کازرون شده است و چه تعداد از کازرونی ها هستند که حتی برای خرید لباس نیز ناچار نیستند راهی دیگر شهرها شوند؟ تولیدات هنری و فرهنگی کازرون طی این سال ها به چه میزان بوده و چند هنرمند و اهل فرهنگ به دلیل عدم وجود امکانات نرم افزاری و سخت افزاری، ناچار نشده اند از این شهرستان کوچ کنند؟ تأمل در این موارد، حتی اگر از سوی هر شهروند صورت گیرد، به خوبی می تواند مشخص کننده ی وضعیت کیفی زیست در کازرون باشد. و بدون شک موفقیت در این آمارهای کیفی است که می تواند بیانگر کارکردی مناسب برای جامعه باشد، نه رجوع به آمارهای کمی. آقای محمدصادقی! به همان اندازه که مطمنم در دوران نمایندگی غلامرضا دهقان ناصرآبادی در حد نام و در حد پتانسیل ها و استعدادهای کازرون برای این شهرستان فعالیتی صورت نگرفت، به همان اندازه نیز به شما اطمینان می دهم در دوران نمایندگی شما نیز در حد نام و در حد پتانسیل ها و استعدادهای کازرون برای این شهرستان فعالیت صورت نگرفته است. سند بارز این ادعا هم موج گسترده ی بیکاری در میان جوانان شهرستان، تعطیل ماندن کارخانه هایی که هم شما و هم نماینده پیشین شعارهای فراوانی برای بازگشایی آنها دادید، نیمه کاره رها شدن چندین طرح زیرساختی و اساسی از جمله بیمارستان 200تخت خوابی، تونل محرم، کتابخانه مرکزی، تصفیه خانه آب کازرون و...، بلاتکلیف ماندن بسیاری از وعده های حیاتی که هم شما و هم نماینده قبلی دادید از جمله احداث راه آهن آن هم در شرایطی که تقریباً در چهار اطراف کازرون خط ریلی در حال احداث می باشد، موج گسترده ی مهاجرت سرمایه های فکری و مالی کازرون و موارد بسیاری دیگر از این دست. یادمان باشد مردم در کنار آمارهایی که به آنها ارائه می شود، چیزهای زیاد دیگری را در سطح جامعه می بینند. مثلاً می بینند که کارگاه احداث تونل محرم طی مراسم پرسروصدایی مجدداً افتتاح می شود و تنها چند روز بعد دوباره تعطیل می شود. مثلاً تلاش های گسترده ی همسایگان جنوبی خود را برای ایجاد منطقه ی آزاد تجاری و توسعه ی صنعت و تجارت را می بینند و از طرف دیگر نظاره گر تعطیلی کارخانه هایی مانند کاشی کاشانه و ساسان چشمه و... هستند و با برخی دیگر از کارخانه هایی در سطح کازرون مواجه هستند که یا نیمه تعطیلند و یا نمی توانند از تمامی توان خود برای حداکثر تولید بهره ببرند. این مردم شعار و آمار نمی خواهند. فعالیت و تدبیری می خواهند که از مدد آنها زندگی روزمره شان بهبود یابد. نه تنها 250میلیارد تومان طی دو سال که حتی اگر سه هزار میلیارد تومان نیز در طول دو روز برای کازرون هزینه شود، ولی باز وضعیت معیشت مردم همان باشد که پیش از این بود، مطمن باشید کار قابل قبولی صورت نگرفته است. امیدوارم در چند مدت دیگری که از عمر نمایندگی شاهین محمدصادقی باقی مانده، با نگاهی دوباره به وعده های انتخاباتی که وضعیت آنها را در شماره 401هفته نامه بیشاپور مرور کردیم، تلاش کند تا آنها را تحقق بخشد. در این راستا ادبیات گفتمانی و منطق فکری دولت تدبیر و امید، به عنوان دولتی که رأی درخوری از مردم کازرون گرفت را به ایشان و سایر مسوولین کازرون پیشنهاد می دهم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 12:43  توسط تست  |